تبلیغات
فان روز - داستان واقعی دختر زیبایی که تبدیل به شبح مرگ شد

فان روز

  • خوش آمدید

 

مدل برگزیده همه ی بازیگران هالیوود و سیاستمداران بزرگ

پرفروش ترین عینك تمام دوران كمپانی Ray.ban

طراحی این مدل به صورتی بوده كه با تمامی چهره ها متناسب باشد

برای دیدن عکسها و توضیحات بیشتر کلیک کنید.

 

(فریم مشكی)

خرید پستی

قیمت : 20000 تومان

(فریم سفید)

خرید پستی قیمت :20000 تومان

(فریم قرمز )

خرید پستی قیمت : 20000 تومان

(فریم قهوهای )

خرید پستی قیمت : 20000 تومان

عینك Ray.Ban اصل با جعبه چرم با ارم هك شده Ray.Ban روی قسمت های مختلف عینك و كیف چرم و گارانتی ما در صورت هر گونه مشكل

توجه : این عینک به صورت کاملا اصلی و با یووی 400 استاندارد عینك های افتابی عرضه میشود در حال حاظر قیمت اصل این محصول در بازار بین 80 تا 100 هزار تومان میباشد كه میتوانید ان را پیگیری كرده و مطلع شوید جنس عینك موجود عالی فقط به دلیل خرید تعداد بالای ما با این قیمت عرضه میگردد از خرید این عینك پشیمان نخواید شد!

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...

http://takforoosh.net/img/link.gif

قیمت 17900 تومان


 

بهترین و به روز ترین اس ام اس ها و مطالب را اینجا بیابید

داستان واقعی دختر زیبایی که تبدیل به شبح مرگ شد

 

داستان واقعی دختر زیبایی که تبدیل به شبح مرگ شد

زیر پوست غمناک و ترسناک این داستان حرفهایی نهفته است


برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

در حدود ۴۶۰ سال پیش یعنی در سال ۱۵۵۰ در مکزیک دختری دورگه سرخ‌پوست و اسپانیایی به نام لوئیزا دونا -لوئیزا که البته در بعضی از داستان‌ها ماریا نامیده می‌شود- زندگی می‌کرد. زیبایی این دختر به حدی بود که گفته می‌شد زیباترین دختر دنیاست.
همین زیبایی باعث شده بود تا دچار غرور شود. هرچه ماریا بزرگ‌تر می‌شد غرور او نیز بیشتر می‌شد تا حدی که حتی جواب خواستگارانی که در دهکده داشت را نیز نمی‌داد و عقیده داشت زیباترین دختر دنیا باید با زیباترین مرد ازدواج کند. در یکی از روز‌هایی که او در انتظار مرد رویاهایش سوار بر اسب سفید بود، یکی از نجیب‌زادگان اسپانیایی به نام دون نونو مونتکلاس که به مکزیک مهاجرت کرده بود و اتفاقا چهره‌ای زیبا داشت وقتی از دهکده آنها گذر می‌کرد با ماریا آشنا شده و با او ازدواج کرد
.

در این زمان ماریا تصور می‌کرد که خوشبخت‌ترین زن روی کره زمین است و این خوشبختی با به دنیا آمدن فرزندانش تکمیل شد. آنها صاحب سه فرزند شده بودند. در این مدت دون نونو برای دیدن پدر و مادرش مرتب به شهر می‌رفت و بازمی‌گشت تا اینکه در یکی از همین سفر‌ها رفت و هیچگاه بازنگشت. پس از گذشت چند ماه ماریا برای یافتن همسرش به شهر رفته و بالاخره او را پیدا کرد اما یکباره با صحنه‌ای باور نکردنی روبه‌رو شد. او، همسرش را در میان یک جشن عروسی یافت؛ دون نونو داشت با دختری از یک خانواده متمول اسپانیایی ازدواج می‌کرد.

در این هنگام ماریا ساکت نمانده و به همه گفت که من همسر این مرد هستم اما دون نونو گفته‌های او را تکذیب کرد و گفت من هرگز با زنی بی‌اصالت مانند تو ازدواج نخواهم کرد و ماریا را به طرز بدی از جشن بیرون کردند. ماریا درمانده و مستاصل، با حس کینه‌ای عمیق به دهکده بازگشت و در یک حمله جنون آنی به طرز فجیعی کودکان خود را با ضربات چاقو به قتل رساند.

پس از چند ساعت وقتی کمی آرام شد تازه فهمید که چه کاری انجام داده است، ماریا دیوانه‌وار جیغ می‌زد و با لباس‌هایی که غرق در خون بود در خیابان می‌دوید که دستگیر شد و به جرم قتل فرزندانش مدتی زندانی و بعد از آن به اعدام محکوم شد. زن جوان لوئیزا در میدان اصلی شهر و در ملاءعام به دار آویخته شد و جسد او مدت‌ها بر دار باقی ماند تا عبرتی باشد برای دیگران. اما این پایان داستان او نبود زیرا از آن به بعد مردم مکزیکوسیتی بعد از گذشت این همه سال هنوز تصور می‌کنند که صدای او در گوشه و کنار شهر و در اطراف خانه‌ای که کودکانش را در آنجا به قتل رسانده بود به گوش می‌رسد که با گریه و ناله فرزندان خود را صدا می‌زند. به همین دلیل مردم نام او را لا لورنا به معنی زنی که ناله می‌کند گذاشته‌اند.

ادامه مطلب داستان واقعی دختر زیبایی که تبدیل به شبح مرگ شد